المحقق السبزواري
281
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
درستى كه ما از خداييم و به درستى كه ما به جانب خدا از بازگشتگانيم . آن جماعت بر ايشان است صلوات از جانب خداى و رحمت ، و ايشان هدايتيافتگانند . » و مراد به سه چيز ، صلوات است و رحمت و ذكر آنكه ايشان مهتديانند . و از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله منقول است كه ، « اذا أراد اللّه بعبد خيرا و اراد أن يصافيه صبّ عليه البلاء صبّا . فاذا دعاه قالت الملائكة : صوت معروف . فان دعاه ثانيا فقال يا ربّ ! قال اللّه ، تبارك و تعالى : لبّيك عبدي و سعديك لا تسألنى شيئا الّا اعطيتك أو دفعت عنك ما هو أشرّ و ادّخرت لك عندى ما هو أفضل منه . » « 1 » يعنى : « هرگاه خداى عز و جلّ ارادهء خوبى و خيريّت جهت بندهاى كند يا اراده كند كه او را از ادناس « 2 » بشريت صاف گرداند ، باران بلا بر او ريزان گرداند . پس ، آن بنده هرگاه خداى عز و جلّ را بخواند ، فرشتگان گويند كه ، اين آواز آشنايى است . پس ، چون خداى را دوم بار بخواند و بگويد : يا ربّ ! خداى عز و جلّ گويد : لبّيك و سعديك ، از من هيچچيز طلب نكنى مگر آنكه بدهم به تو يا دفع كنم از تو بدترى را يا ذخيره كنم جهت تو چيزى را كه از آن بهتر باشد . » و در خبر است كه ، شخصى نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله آمد و گفت : « يا رسول اللّه ! مال من رفت و بدن من مريض شد » . حضرت فرمود : « خيرى نيست در آن بنده كه مال او نرود و بدن او بيمار نشود . به درستى كه هرگاه خداى عز و جلّ به بندهاى خير خواهد ، او را مبتلا گرداند ؛ آنگاه صبر بدهد . » و از آن حضرت منقول است كه فرموده كه ، خداى عز و جلّ مىفرمايد كه ، « اذا وجّهت إلى عبد من عبيدي مصيبة فى بدنه أو فى ماله أو ولده ثمّ استقبل ذلك بصبر جميل ، إستحييت منه يوم القيامة أن أنصب له ميزانا أو أنشر له ديوانا » « 3 » يعنى : « هرگاه متوجّه ساختم به سوى بندهاى از بندگان خود مصيبتى در بدن او يا در مال او يا در فرزند او ، و آن بنده استقبال آن بلا به صبر جميل كند ، شرم مىدارم كه جهت او ميزانى نصب كنم يا ديوانى نشر نمايم . » يعنى ، بىحساب او را به بهشت مىبرم . و آن حضرت فرموده كه ، « به درستى كه مر او را درجهاى هست نزد خداى عز و جلّ كه نمىرسد به آن درجه تا آنكه مبتلا
--> ( 1 ) . المحجّة البيضاء ، ج 7 ، ص 231 . ( 2 ) . جمع « دنس » به معنى پليدى . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 71 ، ص 92 .